آیا تا به حال به این نکته توجه کرده اید که چرا در کشور هایی که دوره ریاست جمهوریشان 4 ساله است این دوره عملا 8 ساله خواهد بود؟
آیا می شود دوباره در این وبلاگ متنی نوشت؟ با هم فارغ از هم
از سال ها پس از سال ها تا ثانیه ها از پس ثانیه ها گذشت...کلاه ها سرمان رفت و کلاه ها از سرمان برداشته شد... ما همانیم که بودیم...با این تفاوت که فکر می کنیم بیشتر می فهمیم... اما همیشه آنها بیشتر از ما می فهمن...و بوی کهنگی بوی خوبی است.
این نوشته را فرض کنید روی غباری که روی خاطرات نشسته با انگشتم نوشتم...
sher.1
زردها بی خود قرمز نشده اند
قرمزی رنگ نینداخته است
بی خودی بر دیوار.
صبح پیدا شده از آن طرف کوه "ازاکو" اما
"وازانا" پیدا نیست ( فرهاد : صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست )
گرته ی روشنی مرده ی برفی همه کارش آشوب
بر سر شیشه ی هر پنجره بگرفته قرار.
وازانا پیدا نیست
من دلم سخت گرفته است از این
میهمان خانه ی مهمان کش روزش تاریک
که به جان هم نشناخته انداخته است:
چند تن خواب آلود
چند تن نا هموار
چند تن نا هشیار.
مملکتون رو ببینید !
بعد از مدت ها ننوشتن آمدیم که بنویسیم .
با اینکه نوشتنم نمیاد ولی شاید دیگه وقت نکنم بنویسیم . برای همین گفتم بیام و از هر چیزی که الان به یادم میاد بنویسم. و بگم که اینا تنها نظر منه و هیچ اصراری به درست بودنش ندارم.
اول از چیزی بگم که چند ماه هست که توی ذهنم چرخ می خوره.
ساده و بی تکلف می خوام بگم ( شاید چون اصلآ سخت و قلمبه حرف زدن رو بلد نیستم ) . زیاد هم نمی خوام بنویسم . فقط یه اشاره می خوام بکنم .
با واژه ی غرب زده آشنا هستید که؟ خب . حالا می خوام شما رو با واژه ی غرب زده به توان 2 آشنا کنم !!!
غرب زده به توان 2 رو خودم درست کردم ! یعنی کسی که از آدم های غرب زده الگو می گیره !
حالا یه کم از غرب و غرب زده و اینا بگم . غرب کجاس؟ وقتی حرف غرب می شه آدم یاد آمریکا میوفته . وقتی هم که موضوع یه حرف فرهنگی اجتماعی باشه اونوقت در کنارش یاده زرق و برقش میوفته. یاد بازیگر ها , خواننده ها , جا های تفریحی , و 100 جور چیز دیگه ...
اما غرب اصلآ چنین معنی ای نمی ده . غرب فقط آمریکا نیست و فرهنگ فقط زرق و برق نیست . غرب شامل اروپا و ژاپن هم میشه. غرب یعنی مدرنیته .
یه تصور غلط که همیشه بوده اینه که هر کس که به سمت مدرنیته بره غرب زده است ! این غرب زده رو نمی دونم کی درست کرده ؟! ولی این معنی رو نمی ده.
اون آدم هایی که فقط به بخشی از مدرنیته – که در واقع نتیجه ی مدرنیته است – می رسن می شن غرب زده . خدا خاندان پهلوی رو بیامرزه . اما یه اشتباه کردن . و شاید گزاف نباشه اگه بگم همین اشتباهشون باعث سرنگونیشون شد !
اون هم این بود که نتیجه ی مدرنیته ی کشور های مدرن رو وارد کشور کردن . و خواستن که ظاهر کشور مدرن باشه . در حالی که نه مردم و نه صنعت کشور مدرن بود .کشور ترکیه هم به همین وضع دچار شد ...حالا کاری با ترکیه نداریم.
به هر حال این قضیه باعث شد تا خیلی از مردم شهری ما که اون موقع تازه شهر نشین شده بودن دنباله روی فرهنگ مدرنیته برن. بعضی ها با مطالعه جلو رفتن و آدم هایی مدرن شدن . بعضی ها کمتر مدرن شدن و خیلی ها هم فقط ظاهرشون مدرن شد.
این روند ادامه پیدا کرد هرچند از انقلاب تا پایان ریاست جمهوریه رفسنجانی به خاطر جنگ و محدودیت های شدید رژیم زیاد خودشو نشون نداد.
اما با به سر و سامان رسیدن نسبی کشور و برداشته شدن نسبی محدودیت ها دوباره خودشو نشون داد . با اومدن ماهواره شدت گرفت. مردم می شینن ماهواره می بینن ولی 95 % زبان بلد نیستن و به همین دلیل فقط به سراغ کانال های سرگرمی میرن .
اونا خبر ندارن که آدم های خوشحالی که توی ماهواره می بینن چه تاریخی رو پشت سر گذاشتن که به اینجا رسیدن و فقط می خوان که مثل اونا عمل کنن. مثل اونا لباس بپوشن , مثل اونا بخورن , مثل اونا تفریح کنن و خلاصه مثل اونا زندگی کنن.
یه نگاهی به اطرافتون بندازین از این آدم ها زیاد می بینین .
حالا تازه یه درجه از این هم بد تر شده !!
متاسفانه الان خیلی ها میان از همین آدم هایی که خودشون مسیر غلط رو پیش گرفتن , از اینا الگو می گیرن !
کانال های ایرانی ماهواره کم بود یه سری کانال های لمپن تری از اونا هم مثل مهاجر و ایران میوزیک هم افتتاح شد ! مخصوصآ مهاجر . یه سری آدم جدآ لمپن ریختن توی این کانال ها و معلوم نیست از کجا تغذیه می شن و متاسفانه خیلی از ما هم خوشمون میاد و اونا رو الگو قرار میدیم. مسلمآ هدف سرمایه گذران این شبکه ها چیزی جز نگه داشتن مردم در نادانی نیست ! چیزی جز سر گرم کردن مردم و چپاول اونا رو ندارن و موفق هم هستن !!
شاید با این حرف ها فکر کنین که من چقدر مخالف مدرنیته و آدم های غربی هستم ! اما دقیقآ بر عکس ! من فقط از این ناراحتم که جامعه ی من داره عقب افتاده باقی میمونه و اسیر هیپنوتیزم زالو هایی شده که دارن خون و مال مردم رو می خورن.
قصد توهین به کسی ندارم ...شاید اصلآ ربط هم نداشته باشه ( من فکر کنم ربط داره ! ) ولی به نظر من چند درصد از آدم هایی که تلویزیون دارن این سریال نرگس رو نگاه می کنن؟ همون تعداد درصد آدم های لمپن و بی مطالعه ی ماست. بی مطالعه یعنی کسی که روی چیزی که می خونه , می بینه یا می شنوه فکر نمی کنه.
زیاد حرف زدم و خوب حرف نزدم ! و در آخر هم برای اینکه کسی نگه که این یارو چه خودش رو دانا و عاقل می دونه می گم که من هم خودم رو جز لمپن ها حساب می کنم . و دوست دارم که ما لمپن ها بیدار شیم و آگاهانه تر رفتار کنیم و به اطرافمون نگاه کنیم.
همین
می خواستم از خاتمی و احمدی نژاد هم کمی حرف بزنم اما دیگه فعلآ بسه !
تا می تونیم تفکر کنیم .
هی من بیژنم. این وبلاگ مال من بود، ولی دادمش به شروان. امیدوارم منو ببخشه که بعد از خیلی وقت اومدم و دارم مینویسم! من الآن دیگه خیلی بزرگ شدم!!!
راستی به وبلاگ من هم سر بزنید!
کمیتهی دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
با اجازه!
دلم گرفته...اجازه هست؟...این روزها دلتنگی هم اجازه میخواهد....
زمان عجیب میگذرد...در خواب راه میرویم ، .در خواب حرف میزنیم ، در خواب غذا میخوریم ، در خواب درس میخوانیم ، در خواب میخوابیم....فاجعه ایست سخت سنگین که در غبارروزمرگی هایمان گم شده...چشمها بسته...مرزها پر رنگ ، فاصله ها فرسنگ...این جا در کره خاکی با سنگ فاصله میزنند،جنس دلها سنگیست.. دلها اگر از عشق بود فاصله ها چه کمرنگ میشد....با عشق که نمیتوان فاصله زد....
ببین...

مقایسه بازوهای نحیفش با چوب خشک کار سختی نیست...حالا چشمهایت را ببند...باز هم بخواب وفراموش کن....
این جا همه برای هم پاپوشی از جنس دروغ میدوزند و جنگ راه میاندازند...این ها هم برای خودشان پاپوش دوختند اما از جنس بطری پلاستیکی...

این جا ما کاغذ ها را پاره میکنیم...من میگویم کاغذ پاره هایم و تایپ میکنم...وآنها روی خاک نوشتن را تکرار میکنند...

آرام بخوابید که او هم خوابیده...
تولد به اندازه بودن مهم نيست و اثبات وجود داشتن از بودن مهم تر است...مانا نيستانی امروز متولد شد...و حالا ميدانيم هست و وجود دارد....مهم هم همين است...شايد به ظاهر در انفرادی تنها باشد ولی دوستانش تنهايش نگذاشتند...
به اميد آزاديش...
پ.ن : متن پايين رو بخونيد ارزشش رو داره...
به نام آزادی
چند روزیست که فکرم مشغول مسایل مربوط به مانا و کاریکاتورش شده است. اما به همین ختم نشده است.به همین جهت بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم تصمیم گرفتم که چیزی بگویم , فقط در حد یک اظهار نظر.
اینجا قصد ندارم جانب کسی یا قومی را بگیرم , قصد ندارم بگویم مانا دلم برات میسوزه . یا بگویم حق او بود که این بلا بر سرش آمد و حق آذری هایمان است که اینگونه پاسخ بگوید .می خواهم آنچه را که فکر می کنم حق است بگویم . بدون هیچ گونه جانب داری .
البته من خودم را در حدی ندانسته ام که بیایم کسی را ارشاد و راهنمایی کنم و بگویم که حرف من درست است , پس گوش کن ! و در مقابل هم هر کسی را شایسته ارشاد خویش نمی دانم ! عقید ه ی من اینست که هر کس حرفی دارد , نظر و عقیده ای دارد , و حقی ندارد که گمان کند عقیده اش برای دیگری هم بهترین است اما حق گفتن و شنیدن عقیده ی خود و دیگران را دارد . نه تنها دارد بلکه حتی وظیفه دارد که بگوید و بشنود !
اما بهتر است بیش از این حاشیه نروم و به صحبت اصلی بپردازم .
از داستان خبر دارید که چه گذشته است . بحث داغ دنیای مجازی اطرافمان. مجازی؟؟ نـــــه ! مجازی را بهتر است خط بزنید ! بحث داغ روز ! روزی نیست که مسئله ی عمده و ( به ظاهر) مهمی را نشنویم و از رسانه ی ملی , مطبوعات و سایت ها درباره ی آن نخوانیم . و حال امروز مسئله ما این است.
کاریکاتوری که من در نگاه اول برداشتی کاملآ متفاوت از او داشتم اما نمی دانم چگونه مردم ما , بین این همه کنایه های بزرگی که می شنوند امروز انقدر نکته بین و باریک بین شده اند که حتی به صفحه ی کودکانه ی ایران هم ریزبینانه نگاه می کنن !! جالب است که من اصلآ متوجه نمی شدم که چه ارتباطی بین این کاریکاتور و ترک های ما ( که چندیست شده اند آذری ها ! تا قبل از این ترک خالی بودند اما انگار حالا فهمیده ایم که تاریخی بس کهن با نام آذری را یدک می کشند . به هر حال من همان ترک خطاب می کنم چون پیش از این هم ترک خطاب می کردم. ) .. ترک های ما است !؟ تا اینکه متوجه شدم نمنه یک کلمه ی ترکی است !! این را از این جهت گفتم که به این مورد اشاره کنم که این کلمه همچون کلمه ی تلویزیون دیگر اصالت قومی ندارد بلکه مربوط به همه است ( از هر قوم ).
پس می فهمم که نکته خیلی باریک است ( یا من خنگ هستم که نفهمیده ام, تکذیب نمی کنم که نیستم . معلوم نیست ) به هر حال گمان من این است که این نمنه در کودکانه ی ایران خیلی کمتر از جملات طولانی ایی است که در طول روز در باب ترک ها می شنویم ! پس این همه خبر پراکنی و تظاهرات خونین برای چیست ؟؟
حال بیایید از یک دید دیگر به موضوع نگاه کنیم . و به قول دوست خوبی که در پست قبلی نظری داده بود که ما از بیرون به قضیه نگاه می کنیم حالا بیاییم از داخل نگاه کنیم .
از آن دور دور ها , تا بوده و بوده , قوم و قبیله و نژاد بوده . هنوز هم هست . و هر کس به اندازه ی سر سوزنی هم که شده به روی قوم و نژاد خویش تعصب دارد . چون درست مثل خانواده ی آدم می ماند .
از زمانی که برای اولین بار با اراده ی خویش خندیده ام تا به امروز , همواره لطیفه ها و هجو هایی در مورد یک ترک شنیده ام ! به همان اندازه هم ترک در کنار خود دیده ام . حتی بیشتر از جوک ها و طنز های هجو .از سوپری محل بگیرید تا وزیر کابینه و کت و کلفت های کشور . (فکر کردی مخوام بگم کت و شلوار؟؟) هیچ وقت به این فکر نکرده بودم که چرا ترک ؟ تا اینکه چندین سال پیش که یکی از دوست هام از واژه ی ترک کافر ! در جوک خود استفاده کرد ! پرسیدم چرا کافر؟ گفت چون برای موءمن جوک ساختن گناه است !! همان لحظه پیش خودم فکر کردم که برای ترک آدم که کافر است جوک ساختن گناه نیست؟ یا حتی ثواب است ؟؟
سوال پیش آمد که چرا ترک ها دست روی دست می گذارند و می گذراند این هجو ها را برایشان بسازند؟ البته بعدآ که عاقل تر شدم نظرم عوض شد و گفتم اینکه جوکی و حتی هجوی برای قومی ساخته می شود لزومآ نشانه ی بی احترامی به آن قوم نیست . حتی گفتم خوش به حال ترک ها که اینقدر در دل مردم , آنهم با لبخند جای دارند.
اما...اما هر چیز حدی دارد . ذوق و قریحه ی ایرانی ! آنقدر قوی است که بیاید با هر صفتی ( آن هم فقط برای خنده ) قومیت ها را دست بیاندازد ! ترک . رشتی ! قزوینی ! کرد ! لر !! اصفهانی و ... کمتر شنیده ام که بگویند تهرانی !...
پس شاید بد نباشد کمی بیاییم فکر کنیم که عادت زشتی در حال رسوخ به ادبیات ماست .
من بدون هیچ تعصب قومی عرض می کنم که تا حدودی حق با مردم ماست که ندای اعتراض سر دهند و دست روی دست نگذارند که این ادبیات بی ادب بیش از این رشد کند.
از بیرون و از درون به قضیه نگاه کردیم , اما نتیجه گیری را باید از دید سومی گرفت .
دیدی فراتر از بیرون و عمیق تر از درون . چیزی که در گوشه کنار همین متن به آن اشاره کردم . چیزی که من به همان خاطر می خواستم ننویسم ! چیزی مثل یک بازی . یک بازی کثیف . این را می سپارم به خود شما . شمایی که تا به اینجای متن را خوانده اید اما شاید مثل من اگر این متن را می خواندم می گفتم نویسنده ی آن بازی خورده و وقت خود را صرف چه مطالبی کرده , همین را الان به من بگویید . من مسلمآ به خودم نمی گویم ( هر چند نمی دانم شاید هم بگویم ) اما به خود این امید را می دهم که برای آزادی و برابری نوشتم .
فقط این را یادتان باشد : آااااااا .... اووون هواپیما هه رو !! وای ! ببین . ( و در همین حین چیزی را از دست می دهید ! )
در انتها این امید را به خودم و شما می دهم که شاید روزی آید که تمام مردم دنیا با هم برابر باشند , کسی به کسی و قومی به قومی توهین نکند و در کنار هم بدون کشیدن مرزهای جدید و با آزادی زندگی کنند . شاید آمد . احساس می کنم آینده جهان همین است و کسی که به سمت درون ( قوم و نژاد - ناسونالیسم ) برومد , عقب رفته است و کسی که به سوی بیرون ( جهانی شدن ) برود پیشرفت کرده است . ( فقط یک نظر بود )
ممنون که تحمل کردید.

يک نمنه ، يک سوسک ، يک کاريکاتور ، يک آذربايجان ، يک ايران
مهرداد قاسم فر و مانا نيستانی بازداشت شدند...به خاطر کاريکاتوری که در آن تنها شائبه اهانت به ترکها وجود داشت...آيا توهين ( يا شايد توهين) اين کاريکاتور در مقابل توهينهايی که از سوی رسانه ملی به اقوام مختلف ميشود يا جک هايی که من و تو روزانه ميسازيم، برای هم ميگوييم ،ميفرستيم و ميخنديم خيلی بزرگ است؟
آيا همه چيز به کاريکاتوری که در صفحه " کودک و نوجوان" ايران جمعه چاپ شده برميگردد؟
ما نسل سومی هستيم و هر روز از اصطلاحات خاصی در زبان خود استفاده ميکنيم...گه گاهی از برخی زبانها گرفته شده...مثل همين نمنه ی بيچاره ی مانا!!! اين واژه ها تنها از زبان ترکی نيست و برای تحقير آنها بکار نميرود ! از زبان انگليسی هم اصطلاحاتی داريم ( END اشه رفيق!)... در متن کناری کاريکاتور به زبان انگليسی هم اشاره ای شده... لابد بايد بگوييم آهای انگليسی زبانها چرا ساکتيد؟؟؟
مانا کاريکاتوريست هجوپردازی نيست ، بدون توجه به شرايط اجتماعی و سياسی کاريکاتوری را نميکشد، او که با نسل ما حرکت ميکند،استفاده از اين لغت را عادی پداشته ،شايد.و در ضمن صفحه ای که اين مطلب در آن چاپ شده نشانه ای از اهانت عمدی ندارد!
از مسائل پشت پرده داخلی و خارجی و سياست های تجزيه خواهان که بگذريم ... عده ی از معترضين مردم عادی هستند ، که از توهين هايی که هر لحظه به آنها ميشود خونشان به جوش آمده...فکرميکنم اين اعتراضات به بهانه کاريکاتور است نه خود کاريکاتور...اما چرا يک نفر بيگناه گناهکار شناخته شود؟
اين هم دوم خرداد امسال!
مطالب قدیمی تر »
